تبليغاتX
...

...

و خدا را هر روز از نگاه همگان می خوانیم ...! فاصله بسیار است بین خوبی و بدی... می دانم!!!







نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1388ساعت 11:26 توسط | |

هنگامی که عشق به شما اشارتی کرد از پی اش بروید،هر چند راهش سخت و ناهموار باشد.

هنگامی که با بالهایش شما را در بر می گیرد تسلیمش شوید،گرچه ممکن است تیغ نهفته در میان پرهایش مجروحتان کند.

وقتی با شما سخن می گوید باورش کنید،گر چه ممکن است صدایش رویا هایتان راپراکنده سازد،همان گونه که باد شمال باغ را بی بر می کند.

زیرا عشق همان گونه که تاج بر سر تان میگذارد ،به صلیبتان می کشد.

همان گونه که شما را می پروراند شاخ و برگتان را هرس می کند.

همان گونه که از قامتتان بالا می رود و نازکترین شاخه هاتان را که در آفتاب می لرزند نوازش میکند، به زمین فرو می رود و ریشه هاتان را که به خاک چسبیده اند می لرزاند.

عشق ،شما را همچون بافه های گندم برای خود دسته میکند.

می کوبدتان تا برهنه تان کند.

سپس غربالتان میکند تا از کاه جداتان کند.

آسیابتان می کند تا سپید شوید.

ورزتان می دهد تا نرم شوید.

آنگاه شما را به آتش مقدس خود می سپارد تا برای ضیافت مقدس خداوند نانی مقدس شوید

نوشته شده در پنجشنبه هشتم اسفند 1387ساعت 16:36 توسط | |

و اگر می خواهید خدا رابشناسید در پی کشف رازها نباشید. بلکه به گرداگرد خویش نگاه کنید.او را خواهید دید که با کودکانتان سر گرم بازی است.و به آسمان بنگرید او را خواهید دید که در میان ابرها گام بر میدارد در حالی که دستهایش را در آذرخش دراز کرده است و در باران پایین می آید. او را خواهید دید که در گل ها می خندد آن گاه به پا می خیزد و در لابه لای درختان دستانش را برای شما تکان می دهد.

نوشته شده در جمعه دوم اسفند 1387ساعت 15:39 توسط | |

شنیدم که کبوتری خانگی می خواند یا می گفت حکایت آشیانه اش را در همین امروز صدایش در میان درختان نا پدید میشد.اما دوباره با نسیمی باز می گشت مدام می خواند و نغمه سر میداد با زبان بی زبانی عشق کسی را جستجو می کرد با هماهنگی کامل سرود عشق می خواند نرم و آهسته آغاز می کرد و هرگز به پایان نمی برد از ایمان جدی و سرور و شعف باطنی این همان سرود بود سرودی برای من
نوشته شده در دوشنبه چهاردهم بهمن 1387ساعت 12:6 توسط | |





خدای مهربان خواهش های نفسانی من بیوسته عصیان میکند.خواسته ای دارد همواره خود را ذیحق می شمرد و در جستجوی بیشتر است.به ظاهر ارضاء شدنی نیست.اما وجود متعالی ام به صلح و آرامش گرایش دارد او را با رقابت و داوری کاری نیست و با گردآوری مال و منال میانه ای ندارد.

تقاضا میکنم:بیام یکی را به دیگری برسان

نوشته شده در شنبه دوازدهم بهمن 1387ساعت 15:41 توسط | |

Design By : Night Melody

گالری تصاویر